چند روز پیش وقتی تو ماشین نشسته بودم..... کاش نمیدیدم
کاش نمی دیدم دخترکی رو که پارچه سبز دستش بسته بود وبعد ....
وبعد سوار پژویی ، وبعد به سوی سرنوشتی نامعلوم
کاش میتونستم بهش بگم حداقل به حرمت اون پارچه سبزت که بستی (می دونم خواستی همرنگ بعضی ها بشی و گرنه تو پاک تر از این حرفا بودی) کاش به حرمت اون سوار ماشین اون دوتا پسر نمیشدی ...
راستی آقای موسوی جدا بعد از بیست سال اومدی چی بگی ؟؟؟
میدونی اون دختره چرا سوار ماشین شد ؟ فکر کن یادت میاد
آره درسته از همون روزایی که هاشمی سیاست اقتدارگرایانه شو شروع کرد همون اقتصادی که توش ثروتمندا رفتن بالا و بقیه زیر چرخ دنده های اقتصالدی دولت هاشمی له شدن یادت نیومد و تو به عنوان مشاور آقای هاشمی ساکت بودی
از همون روزایی که تو دولت خاتمی ضد اسلام و پیامبر مقاله مینوشتن بعد هم دریافت جایزه از دست سران خارجی و البته داخلی و تو باز سکوت کردی یادته که تو دولت خاتمی هم مشاور بودی
آره دیگه دولت خاتمی همون که لخت بودن رو آزادی میدونست
آقای موسوی تا حالا دختر خودت از زور فقر رفته کنار خیابون تن فروشی کنه دختری که حقش و سهمش از نفت رو دولت هاشمی به غارت برد و غیرت و معصومیتشو دولت خاتمی
آقای موسوی خیلی دیر احساس نگرانی کردی !!! برو مراقب باش چادر از سر همسرت لیز نخوره
این لینک رو هم بخونید بد نیست
آخرین نوشته ها
- عکس ها و لینک های شنبه "سعید جلیلی+حمید فرخ نزاد+راه های خوشتیپ شدن+داستان عبرت آموز+اعدام عامل بمبا
